اعتماد به نفس چیزی نیست که برخی افراد داشته باشند و برخی نه؛ بلکه مهارتی است که با تمرین ساخته میشود. آلبرت بندورا، روانشناس برجسته، این مفهوم را «خودکارآمدی» مینامد: باور فرد به توانایی خودش برای انجام موفق یک کار مشخص (Bandura, 1977).
ارزش خودتان را فقط با نتیجهی کارهایتان نسنجید. اعتماد به نفس پایدار از این باور میآید که «حتی اگر شکست بخورم، باز هم انسان قابل احترامی هستم که تلاش کرده است».
طبق نظریهی خودکارآمدی بندورا، تجربهی مستقیم موفقیت (هرچند کوچک) قویترین منبع ساخت اعتماد به نفس است (Bandura, 1977). یک دفترچه داشته باشید و هر شب سه موفقیت کوچک روزتان را بنویسید.
ایستادن صاف و تماس چشمی، حتی پیش از آنکه آن حس اعتماد را داشته باشید، بهمرور همان حس را در شما میسازد.
دفعهی بعد که به خودتان گفتید «همیشه همهچیز را خراب میکنم»، از خودتان بپرسید: «اگر دوستم این را میگفت، چه پاسخی میدادم؟»
بخشی از اعتماد به نفس نتیجهی مستقیم شایستگی واقعی است؛ یادگیری هدفمند یک مهارت، سریعترین راه ساخت اعتماد به نفس واقعی است.
حضور در کنار افرادی که رشدتان را تشویق میکنند (نه کوچکتان میکنند)، تأثیر مستقیم روی خودپنداره دارد.
گاهی ریشهی اعتماد به نفس پایین عمیقتر از چیزی است که بهتنهایی حل شود؛ در این موارد مشاوره میتواند مسیر را کوتاهتر کند.
اعتماد به نفس، محصول تمرین مداوم است، نه یک ویژگی ثابت. برای مسیر ساختاریافتهتر، دوره اعتماد به نفس یا مشاوره فردی ما را ببینید.
Bandura, A. (1977). Self-efficacy: Toward a unifying theory of behavioral change. Psychological Review, 84(2), 191–215.